close
تبلیغات در اینترنت
نعمت دنیا و غفلت از زیارت عاشورا:

تبلیغات

درباره ما

    دانلود اسکریپت | دانلود افزونه | دانلود قالب
    این سایت در جهت رفع نیاز کاربران بوده و کاربران نیز میتوانند با عضویت در انجمن و قرار دادن مطلب ما را در این راه یاری کنند در پايان تاکيد می کنيم که اين سايت کاملا مستقل و خصوصی است و به هيچ اداره، سازمان، نهاد و شرکت دولتی و غيردولتی وابسته نيست. مطمئنيم تا رسيدن به سايتی در خور جامعه مطبوعاتی و علمی کشور عزيزمان راهی دراز در پيش داريم و همواره نيازمند راهنمايي ها و پيشنهادات شما جهت تكميل و توسعه سایت niker هستيم.

لینک دوستان

امکانات جانبی

    نمایندگی سامانه پیامک کوتاه پنل اس ام اس پنل اس ام اس

    به سایت ماامتیاز دهید

    با تشکر از حمایت شما

    الکسا <--! code --> <--! code -->

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

تبلیغات

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    امتیاز شما به سایت




تبلیغات

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 9 sarakhosravi
0 13 sarakhosravi
0 8 sarakhosravi
0 9 sarakhosravi
0 8 sarakhosravi
0 8 sarakhosravi
0 11 sarakhosravi
0 82 novinsystem20
0 97 sarakhosravi
0 94 sarakhosravi

نعمت دنیا و غفلت از زیارت عاشورا:

نعمت دنیا و غفلت از زیارت عاشورا:

آقای سید علی موحد ابطحی اصفهانی نقل می کند که در ماه صفر 1409 ه.ق به شیراز رفتم. میزبان من- آقای حاج مسیح - می گفت: سی سال است که به طور مرتب، زیارت عاشورا می خوانم و دختری دارم که شوهرش سید است و در دزفول زندگی می کند. چندی قبل، توسط نامه، درخواست کرده بود که در صورت امکان، منزلی برای آنها در شیراز تهیه کنم و ما هرچه فعالیت کردیم وسیله اش فراهم نمی شد. خیلی متاثر بودم که اینها از ما تقاضایی کرده اند و نتوانستم برآورده کنم . تا اینکه در روز تولد امام هشتم، حضرت رضا (علیه السلام) در جلسه توسلی شرکت کردم و در حال گریه، حاجتم را عرضه داشتم.

چند روز بعد، خواهرم آمد و گفت: در عالم رویا، آقای بزرگواری را دیدم که زمین هایی را تفکیک می کرد و قطعه ای از آن زمین ها را هم برای شما در نظر گرفت. بعد از مدتی، قطعه ای زمین به مبلغی ناچیز به ما واگذار شد و مشغول ساختمان سازی شدیم. چند روز گذشت و بر اثر مشاغل زیاد، نتوانستم زیارت عاشورای هر روزه را بخوانم. روزی اول صبح، دخترم از دزفول تلفن زد و گفت:

پدر! زیارت عاشورا را ترک کرده ای؟ گفتم: چطور؟ گفت: خواب دیدم حضرت امام حسین (علیه السلام) در صحن و سرایی بسیار مجلل حضور دارند و در اطراف ایشان شخصیت ها و بزرگانی به چشم می خورند. پرسیدم این ها کیستند؟ جواب دادند: این هاعلاقمندان به اباعبدالله الحسین (علیه السلام) هستند. من درهمان عالم خواب، در بین آنها جستجو کردم که شما را پیدا کنم، ولی شما را ندیدم! گفتم: پدرم به امام حسین (علیه السلام) خیلی علاقه دارد و مداومت به زیارت عاشورا دارد. چرا در بین این ها نیست؟

 جواب دادند: چند روز است که سراغ ما نیامده، ان شاء الله بازخواهد آمد.

 


تاریخ ارسال پست: چهار شنبه ساعت: 3:46
برچسب ها : ,,,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی